تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد - سه مطلب تازه

تازه ترین مطالب مرا در وبلاگ جدیدم بخوانید

فرصت نوشتن2

 

آقاي قاليباف! چرا از «آقا» نمي پرسيد؟

اينها بخشهايي است از سخنان دكتر محمدباقر قاليباف شهردار اصولگرا و ولايت مدار تهران، كه به تازگي روي يوتيوب و سايتها منتشر شده است:

{ فضای سیاست، فضای کثیفی است، حتی منی که حالم از سیاست به هم می خورد، همین الان در این فضای کثیف حرکت می کنم.  اگر من بیایم از دزدی هایی که در شهرداری آقای احمدی نژاد شده بگویم که از کارچاق کن هایی که آقای احمدی نژاد داشته، الان آن کارچاق کن شده استاندار ایشان. کردان کجا آدم اصولگرا است؟  کارهایی که کرده الان گندش در آمده. حتی بچه اش و زنش هم نمی خواستند ببیندش که باباش هم قبلا چه غلطی کرده و حالا فهمیده. حالا مدرک تحصیلی اش هم به جهنم.  آقای رحیمی بسیار بدتر از کردان است. آقای امیر احمدی گفته که آقای احمدی نژاد با ذلت به دنبال مذاکره با امریکاست.  اینهایی که گفته می شود، شعار مبارزه و  مخالفت با آمریکا، همه اش کذب و دروغگویی است.  پرفسور مولانا، بورسیه پنتاگون است. من نوار آقای مشائی را می آورم. مشایی منافق بود و همسرش هم جزء منافقین بوده و بعدها که بازجوی او در زندان می شود با همسرش ازدواج می کند.  "آقا" همان موقع گفتند مشایی را نگذار رییس میراث فرهنگی و گردشگری.  آقای احمدی‌نژاد اول حکم مشایی را داد در رادیو خواندند بعد آمد پیش "آقا". یکی از وزرای رئیس جمهور، همسر فرانسوی دارد.  وزیر شما امروز درکابینه شُرب خمر می کند. همان روزی که قرار شد من این حرفها را بزنم تا ته حرفهایم را می زنم.  ما بچه انقلاب و نظام هستیم. احمدی نژاد حتی یک روز سابقه ی قبل از انقلاب ندارد، حتی یک سیلی در راه انقلاب نخورده است، اگر بوده بیاید بگوید کجا.   احمدی نژاد جبهه و جنگ را اصلا ندیده؛  اگر یک روز در جبهه بود تاحالا هزار بار گفته بود.  اگر «آقا» از احمدی نژاد دفاع نکرده بودند، تاحالا بارها مجلس هشتم طرح عدم کفایت احمدی نژاد را وسط آورده بود. به شما بگویم «آقا» آبروی خودش را برای دولت گذاشته و این قدرت احمدی نژاد نیست، خوبی او نیست، حمایت «آقا» از ایشان است.

ما در جایی قرار گرفته ایم که از یک طرف بی دینی و از طرف دیگر تحجر و کثافت کاری را داریم و حرکت کردن را

سخت می کند.}

***

از دكتر قاليباف مي پرسم:

1-         شما اين سخنان را در يك جمع خصوصي گفته ايد و قرار گذاشته ايد يك روزي «تا ته حرفها» را بزنيد. آيا آن روز فرا نرسيده؟ آيا نمي بينيد انقلابي كه به وصيت بنيانگذارش قرار بود «به دست نااهلان و نامحرمان نيفتد» به دست مبارك «آقا» به نااهل ترين و دروغگوترين و منحرف ترين افراد سپرده شده و «آقا» از آنها حمايت مي كند؟ چرا شما نشستيد و گذاشتيد انقلاب به دست نااهلاني چون احمدي نژاد و مشائي و كردان و رحيمي و ديگران بيفتد و سكوت كرديد؟ آيا اين سكوت، نشانه ذلت نيست؟ كجاست آن شجاعت شيربچه هاي جبهه؟ كجاست آن عهدي كه با خميني و شهيدان و همسنگرانتان بستيد كه جلوي انحراف انقاب را بگيريد؟ چرا از «آقا» نمي پرسيد چرا با انقلاب و ميراث خميني، چنين قمار كثيفي كرد؟ چرا نمي پرسيد به كدامين گناه، فرزندان پاك اين مرزو بوم را در اختيار مزدوران عرب و لبناني قرار دادند تا با تجاوز به آنها و شكنجه هاي وحشيانه، اعتراض آرام مردم را با مشت آهنين سركوب كنند؟

2-         من با شما مخالفم كه ما در جايي بين «بي ديني» و «تحجر و كثافتكاري» قرار گرفته ايم. اتفاقا" مخالفان دولت و حاكميت كودتايي، از فرزندان سالم و پاك انقلاب 57 هستند كه به احياي ارزشهاي آن قيام كرده اند. آقايان موسوي و خاتمي و كروبي «نماد» آن ارزشهاي راستين هستند و ميليونها طرفداران جنبش سبز، فرزندان راستين ايران پاك هستند. اتفاقا" دعوا، دعواي اخلاق و كثافتكاري است. دعواي امانت و خيانت است. دعواي حق و باطل است و «آقا» با تمام هيمنه و قدرتش، پشت همان جريان به زعم شما كثيفي ايستاده اند كه شرب خمر مي كنند، منافق بوده اند، دزدي مي كنند و... اگر حرف شما درست باشد كه ما در جايي قرار گرفته ايم بين «بي ديني» و «تحجر و كثافتكاري»، معلوم است «آقا» حتي به وظيفه خطير حفظ دين هم عمل نكرده اند! آيا هنوز ايشان را «ولي» و آقاي خود مي دانيد؟ آيا همين سخنان، دلايل محكمي براي اسقاط شرايط رهبري و مرجعيت و حتي «مسلماني» در آقاي شما نيست؟ شما تا كي مي خواهيد به سكوت خود ادامه دهيد و «ته آن حرفها» را نزنيد؟ و براي رعايت كدام مصلحتي واجبتر از اصل دين و واجبتر از اصل انقلاب سكوت مي كنيد؟ اما اگر بپذيريم نظر شما درست است كه يك طرف «بي ديني» است و در طرف ديگر (كه «آقا» و احمدي نژاد ايستاده اند) «تحجر و كثافتكاري» وجود دارد، نسل من «بي ديني» را بر آن مسلماني منحرف و فاسد ترجيح مي دهد. اگر دين و مسلماني همان رفتارهاي حقير و دزديها و دروغهاي افرادي مثل احمدي نژاد و حمايتهاي «آقا» از آنهاست، بگذاريد آنها «نماد دين» باشند و مثل تمام اين سالها، مخالفان خود را بي دين بخوانيد.

3-         آقاي دكتر قاليباف يك روز بنشينيد و از «آقا» چند سئوال بپرسيد و اگر به حجت عقلي نرسيديد، زودتر به نتيجه اي عمل كنيد كه منصفان و خردمندان بدان رسيده اند. از ايشان چرا «آقا» آبروي خود را هزينه فرد حقيري مثل احمدي نژاد كرده كه به قول شما نه انقلابي بوده، نه اهل جنگ و جبهه است و بسياري از وزيران و منصوبين او در دولت نهم، چنان فسادها و انحرافاتي داشته و دارند؟ آيا اينها دليل «عقلانيت» و «خبيري» و جزو «تدبيرهاي» مقام رهبري است؟ آقاي خامنه اي از شرايط رهبري نظير عدالت، بي طرفي، سلامت نفس و سلامت روحي و عقلي «ساقط» شده اند و علاوه بر به قول شما «آبروي خودشان»، دارند دين و مردم را نيز به پاي قدرت طلبي شان قرباني مي كنند. آيا همه اين دلايل كافي نيست مجلس خبرگان به وظيفه قانوني اش براي عزل «آقا» از جايگاه خطير رهبري عمل كند؟ اگر مجلس خبرگان خود «منصوب» حضرت آقاست و جرأت مقابله با ايشان را ندارد و نم تواند به وظايف قانونيش عمل كند، آيا همين دلايل شما را به حجّيت شرعي و عقلي نمي رساند كه «آقا» از شرايط رهبري ساقط شده اند؟ شما دليل اينهمه عملكرد خسارتبار و دليل حمايت از اين شيادان و آدمكشان را از خود حضرت «آقا» بپرسيد و اگر به حجت عقلاني نرسيديد، به «تكليف خود» عمل كنيد و به سهم خودتان «نگذاريد انقلاب و مردم به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد». در «يوم احساب» دليل بي عملي و انفعال شما و ما را از خود شما و ما پرسش مي كنند نه از «آقا». اين را به ساير دوستان ولايت مدار خود نيز بگوييد تا با اين بهانه از خود رفع مسئوليت نكنند. همه ما مسئوليم در مقابل انحراف و فساد و باطل بايستيم.

--------------------------------------------------

روز تنفيذ احمدي نژاد را «عزاي ملي» اعلام كنيم!

روز تنفيذ حكم احمدي نژاد، رئيس جمهوري منصوب رهبري، سياه ترين روز تاريخ معاصر ما خواهد بود. روزي است كه رهبر با دست آلوده به خونش، حكم رياست جمهوري «مادام العمري» را به احمدي نژاد اعطاء مي كند و با اين كار، بر خلاف انتخاب ملت و خواست مردم، يكي از شيادترين و دروغگوترين كساني را به مسند رياست جمهوري مي نشاند كه تاريخ معاصر ما به خود نديده است.

روز تنفيذ احمدي نژاد، باعث نزديكي موقتي ميان خيلي از ما ايرانيان از آقاي خامنه اي بگيريد تا آقاي موسوي و خاتمي و از بسيجي و دانشجو بگيريد تا طلبه و مراجع تقليد و ديگران خواهد بود. زيرا آن روز براي گروههاي مختلف، يك روز سياه و مصيبت بار خواهد بود و همگي، البته هر كدام به دلايلي مي توانند عزادار باشند:

1-         روز تنفيذ احمدي نژاد، براي مردم و انقلابيون اصيل و وطن دوستان و ايران دوستان و همه و همه دوستداران سرزمين ايران، روز سياهي خواهد بود؛ زيرا «رأي مردم» رسما" قرباني مي شود. زيرا احمدي نژاد و سايد كودتاچيان با سياستهاي مطلقا" غيرمعقول و ماجراجويانه خود، ايران را به مهلكه نيستي و نابودي خواهند برد. اگر غربيها از حقوق بشر ما ايرانيها بگذرند ( كه نگذشته اند و خبر تظاهرات مردم جهان در حمايت از ايرانيان مؤيد اين مدعاست)، اما از حقوق بشر شهروندان خود نمي گذرند و بابت ماجراجوئي هاي اتمي نظام، هر احتمالي منجمله احتمال بروز فاجعه و جنگ دور از ذهن نيست. هيچ ايراني واقعي و انسان باوجداني، از جنگ يا تحريم ايران استقبال نمي كند. به غير از همين كودتاچيان و دولت نامشروع، كه اصلا" در محيط جنگ امكان زيستن و ماندن دارند. با تنفيذ حكم احمدي نژاد، ايران به آستانه يك ويراني كامل خواهد رفت كه همه مردم را درگير اضمحلال و شكست و مرگ خواهد كرد. پس اين روز سياه براي مردم ما، روز قرباني شدن رأي آنها و تأييد تقب مفتضانه 23 خرداد و تنفيد اين كودتاي ننگين توسط رهبر ناعادل، روز عزاي ملي براي همه ايرانيان خواهد بود. زيرا همگي به سوي نيستي مي رويم.

2-         روز تنفيذ احمدي نژاد توسط رهبر، همچنين براي مراجع تقليد و بسياري از اصولگرايان حامي او نيز روزي سياه خواهد بود. احمدي نژاد بارها نشان داده بعد از گرفتن حمايت از اين گروهها و اشخاص، آنها را قرباني كرده و بارها به نظراتشان بي احترامي كرده و مراجع را به اعتراض و واكنش وادار ساخته است. انتصاب معنادار رحيم مشائي به سمت معاون اول رئيس جمهور، صداي مراجع و وزيران و شخص رهبر را درآورد و اين تازه از نشانه هاي سحر اين روز سياه است. اي كاش احمدي جرأت اين را داشت كه به رهبر بگويد:«انتصاب وعاون اول رئيس جمهور جزو مسئوليتهاي رئيس جمهور است نه رهبر!» و بر انتصاب مشائي اصرار مي كرد. آقاي خامنه اي نمي تواند با انتصاب كسي كه مردم انتخاب كرده باشند، مخالفت كند. اما همين دخالت آشكار رهبري با تصمييمات احمدي نژاد نشان از همان تقلب و كودتاي كثيف دارد و آقاي خامنه اي خود را مجاز مي داند با برخي تصميمات كسي كه خود به عنوان رئيس جمهور منصوب كرده، مخالفت كند.اما احمدي نژاد هنوز بايد زير عباي آقاي خامنه اي بماند تا بعد از سركوبي ملت بدست رهبر و عوامل رهبر، بتواند روزي همه اين دخالتهاي آقاي خامنه اي را يكجا با او تسويه كند. البته او اندازه اين حرفها نيست و اين قسمت كار، جزو نقشه هاي قيام پسر عليه پدر خواهد بود.

3-         آن روز كه احمدي نژاد حكم رياست جمهوري متقلبانه اش را از دستان رهبر بگيرد، همچنين روز سياهي براي شخص آقاي خامنه اي خواهد بود و لازم است خود ايشان هم با عباي سياه به آن مراسم بروند! زيرا احمدي نژاد بازيگر طرح بزرگتري است كه طراح آن، شخص ديگري است و به زودي دامان آقاي خامنه اي را هم مي گيرد. به زودي آقاي خامنه اي مانند بسياري ديگر از حاكمان جائر و خلفاي ظالم، بدست فرزندش و ساير عوامل خونخواري كه در دامان خود پرورش داده، يا از دور خارج مي شود و يا به طور اتفاقي از بين مي رود. روز جمعه در ميان سخنان حسن رحيم پور ازغدي از تئوريسين هاي كودتاچيان، اين قضيه به شفافيت تصريح شد و با نشاني هايي كه او داد، زمينه ذهني لازم را براي بروز چنين اتفاقي آماده مي كند! اين خصلت كودتاست كه رهبران خود را مي خورد. احمدي نژاد و سپاه عاملان كودتاي ديگري بر عليه شخص آقاي خامنه اي و با هدايت مجتبي خامنه اي خواهند بود. كسي كه در عنفوان جواني، بدجوري براي رهبر شدن و جانشيني بر صندلي پدرش، انتظار مي كشد و خون ريخته و خواهد ريخت. سابقه تاريخي اين پدركشي ها در ميان خلفاي صدر اسلام فراوان است و البته حق آقاي خامنه اي است كه چنان سرنوشتي داشته باشد. زيرا به هيچ نصيحت و اندرز و هشداري توجه نكرد و عامل كودتايي شد كه خود او را هم به زودي قرباني خواهد كرد.

بنابراين براي همه ما با هر ديدگاه و جايگاهي كه داريم، روز تنفيذ حكم احمدي نژاد روز سياه تاريخ ما خواهد بود. در اين روز، خوب است همگي از آقاي خامنه اي تا من و شما لباس سياه بپوشيم. علم سياه برپا كنيم. قرآن پخش كنيم. اگر مسلمان نيستيم، بازوبند مشكي بپوشيم و بر ايراني كه بدست آنها ويران خواهد شد، پيشاپيش بگرييم. بزرگان و مراجع خاموش، بايد بر شروع ديكتاتوري نظاميان و پايان عصر مرجعيت بگريند و آقاي خامنه اي هم بايد براي «شروع پايان خود» گريه كند. در آن روز دوست و دشمن مي توانند در سوگواري شريك باشند و عزادار چيزهايي باشند كه هر كدام از دست مي دهند. در آن روز سياه، فقط عده معدودي از كودتاچيان خوشحال خواهند بود كه احتمالا" براي شادي پيروزي خود، مانند روز 24 خرداد، باتوم و تفنگ و گاز اشك آور با خود به همراه خواهند داشت و عطش خونريزشان بيش از قبل خواهد بود. بنابراين روز تنفيذ حكم احمدي نژاد را روز عزاي ملي اعلام كنيم.

----------------------------------

ما «سند انكار» قدرت شمائيم!

زنده ياد احمد شاملو در شعري به اين مضمون گفته بود:« ابله مردا! من عدوي تو نيستم، من انكار توام!»

بعد از چهل روز «زندگي مخفي» و خانه بدوشي در  شهرهاي ايران و گريختن از دام مأموران نائب خودخوانده امام زمان، امروز  من به دستگاه امنيتي و وحشي اين نظام كودتايي مي گويم: «من و خانواده ام،هم دشمن و عدوي شما هستيم و هم سند انكار قدرت پوشالي شمائيم! شما با تمام يد و بيضا و تجهيزات اطلاعاتي روسي و چيني خود، عرضه نداشتيد و عرضه نداريد همه صداها را خاموش كنيد! همين «باقي بودن» ما در سرزمين ايران و همين سرگرداني و استيصال مأموران امنيتي نظام كودتايي شما از «عجز» از يافتن و خفه كردن صداي ما، نشان از پوشالي بودن قدرت امنيتي اين نظام مستكبر و غير اسلامي به رهبري آقاي خامنه اي دارد. تداوم حضور ما سند انكار قدرت امنيتي شماست! شما فقط قادر به دستگيري شبانه و غافلگيرانه بهترين فرزندان ملت هستيد و قدرت ديگري جز شكنجه اسيران و زندانياني كه ناجوانمردانه و فله اي دستگير مي كنيد،نداريد. وگرنه چهل روز براي يافتن صداي ما بي چاره و مستأصل نمي شديد. ما و ساير مبارزان مخفي و مردم عادي، هركدام به طريقي ثابت كرده ايم شما هيچ قدرتي نداريد و نبايد از قدرت پوشالي تان ترسيد تا فروپاشي تان فرا برسد.»

چهل روز است به لطف خيانت شركت «واجب التحريم NOKIA»، منزل ما هم مانند مكان حضور و زندگي صدها تن ديگر از فعالان، بوسيله تماسهاي مشكوك و رديابي مكان،شناسائي شده و دوستان زيادي دستگير شدند تا كودتاچيان، پيشاپيش صداي اعتراضهاي ملت را خفه كنند. 23 خرداد ما به محض دريافت يك تماس مشكوك و احساس احتمال خطر، خانوادگي منزل را ترك كرديم و بعدا" از مراجعه پي در پي مأموران و بعدا" از «تصرف و تجسس منزل» مطلع شديم. حالا چهل روز است كه مأموران امنيتي كودتاچيان،به تمام حيله ها براي به دام انداختن و خفه كردن اين قلم و اين صدا متوسل شده اند، اما به لطف خدا،هر بار فقط ناتواني و بي عرضگي شان را اثبات كرده اند و هنوز در حسرت يافتن و خفه كردن صداي امثال ماهائي هستند كه در سرزمين تحت سيطره آنها باقي مانده ايم و همچنان تيغي در گلوي رهبر و دولت نامشروعش هستيم و در داخل سرزميني كه آنها ادعاي كنترلش را دارند،همچنان «پژواك» داريم.

صداي حق طلبانه ما پژواك دارد چون اين ديگر «صداي من» نيست،«صداي ماست»! صداي يك ملت هوشيار است كه گاه از چشم معصوم «ندا» ديده و شنيده مي شود و گاهي از چهره معصوم «سهراب» و گاهي از خلال كلمات من يا مادر سهراب يا ساير حق خواهان بيرون ميزند. صداي ملتي است كه گاهي از كلام مخملباف و سازگارا و گنجي بيان مي شود و گاهي در ترانه هاي داريوش و ابي و گوگوش شنيده مي شود و گاهي از زبان منتظري و بيات و سروش گفته مي شود. هركدام از ما، حالا هم «رهبر» و هم «سرباز» اين جنبش سبز شده ايم.«ما» شده ايم و اقيانوسي هستيم كه از قطره هاي همه ما شكل گرفته و بساط ظلم را درهم مي شكنيم. حالا هر قطره اي چون من و تو، يك درياست چون با درياست. چون با هميم. حالا قدرت هر كدام از «ما» كه تبديل به يك «ملت واحد» شده ايم،آنچنان بالاست كه كودتاچيان و رهبران نامشروع نظام را به وحشت انداخته ايم! چهل روز است آنها بخشي از مأموران خونريزشان را ديوانه وار بدنبال يافتن ما گمارده اند و آنها «دهانها را مي بويند» تا ما را بيابند ولي بيش از قبل،سردرگم و مستأصل شده اند!  به آنان مي گويم اگرچه وحشيگري و شكنجه زندانيان بيگناه،جوهره «مرام غير انساني» و خوي شيطاني شماست،اما حتي آن اسيران و شهيدان با همه مظلوميتشان،«سند انكار قدرت» شما هستند. اگر بزنيد، اگر بكشيد، آنان و همگي ما،نشانه وحشت و استيصال و سند انكار موجوديت و قدرت دروغين شمائيم! حالا بايد فهميده باشيد همه «ما» سند انكار و تحقير شمائيم و اين «شروع پايان» حاكميت نامشروع و جائرانه شماست! افسوس كه نفهميدن واقعيت، خصلت ديكتاتورهاست و شما كه در ناجوانمردي و جنايت «end» و آخر ديكتاتورهاي عالم هستيد، حتما" در فهم واقعيت هم روي پينوشه و صدام را سفيد خواهيد كرد و فرارسيدن زمان سرنگوني قطعي تان را باور نكرده ايد! تك تك ما ايرانيان سند انكار موجوديت و مشروعيت شمائيم، «سبزيم» و سياهي جنايات شما را با جوانه هاي سبزمان مي شوئيم و كشور عزيزمان را از سياهي وجود شما پاك مي كنيم! حتي اگر امروز هم مرا بگيريد و بكشيد، اين يادتان باشد كه چهل روز نتوانستيد و عاجز بوديد و عاجز هستيد. و يادتان باشد ما سند ناتواني و سند انكار قدرت پوشالي و نامشروع شمائيم!   بابك داد.5مرداد.  ايران

خواهشي از همه هموطنان: اين نوشته و «سند عجز نظام كودتايي» را براي همه هموطنان داخل و خارج بفرستيد و ايميل و منتشر و «ترجمه» كنيد. غلبه بر وحشت از كودتاچيان و تداوم اعتراضات مردمي، جنبش سبزمان را به سرعت به پيروزي مي رساند. بين شروع و پايان انقلاب 57 فقط «صد روز» گذشت و ما در «چهل و دومين روز» جنبش سبزمان هستيم و نبايد اجازه دهيم خونهاي پاك فرزندانمان پايمال شوند. بايد ساير مردم و ملتهاي دنيا بدانند قدرت پوشالي نظام كودتايي و حاكميت نامشروع آنها، چنان ضعيف و عاجز و ناتوان شده كه چهل روز بعد از «تصرف منزل يك منتقد» و رديابي مكرر او، همچنان در خاموش كردن اين صدا كه انعكاس صداي مردم معترض است، «ناتوان و عاجز» مانده اند. اين «سند ناتواني و عجز كودتاچيان» را به همه نشان دهيد تا سرنگوني شان سرعت گيرد و ايرانيان از قدرت پوشالي اين دژخيمان نهراسند و ميهن مان را از آنان پس بگيرند.كافي است همت كنيم.ما پيروزيم زيرا حق با ماست.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در چهارشنبه 7 مرداد1388|18:55| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |