این یک تحلیل است!
اگر ميرحسين بيايد...
این٬ متن ویرایش شده ای است از مصاحبه دیشبم با رادیوفردا (مهرزاد پدرام) درباره این خبر:«خاتمی:یا من یا میرحسین نامزد می شویم!» اصل گزارش و مصاحبه را در این لینک ببینید و بشنوید.
اين روزها ترديدهاي سيدمحمدخاتمي براي نامزدي،بيش از گذشته شده است.اگر برآيند ترديدهاي او،ماندن در بدنه جامعه مدني و حمايت و فعاليت براي به صحنه آوردن مدير قدرتمندتري مثل ميرحسين موسوي باشد،او بهترين انتخاب را كرده است.اگرچه طرح نام ميرحسين،چالشهاي بسياري را برخواهد انگيخت.
میرحسین موسوی طی سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ پست نخست وزیری ایران در دولت آيت الله خامنه اي را بر عهده داشت، و ظاهرا" برخلاف نظر ايشان و با سفارش امام خميني در پست نخست وزيري باقي ماند.آن زمان خبرهاي زيادي از اختلافات عميق آيت الله خامنه اي با ميرحسين موسوي منتشر ميشد اما او با حمايت امام خميني توانست کشور را در جنگ با عراق و انزوای بینالمللی حفظ کند. پس از درگذشت امام خمینی در سال ۱۳۶۸ قانون اساسي بازنگري شد و وقتي آقاي هاشمي رفسنجاني روي كار آمد،پست نخست وزیری از میان برداشته شد و كليه مسئوليتهاي اجرايي نخست وزير، به رئيس جمهوري محول شد.طبيعتا" میرحسین موسوی از عالم سياست كناره گيري كرد و رئیس فرهنگستان هنر شد و به معماري و هنر پناه برد تا از سياست دور بماند.در دوران بيست ساله رهبري آيت الله خامنه اي،ميرحسين موسوي براي انجام مسئوليتهاي جدي چنداني از سوي مقام رهبري انتخاب نشده و ظاهرا" چيزي از دامنه اختلافات ديدگاههاي اين دو كاسته نشده است.
ديروز وبسایت کلمه متعلق به طرفداران آقای موسوی در گزارشی نوشت که خاتمی و موسوي به این نتیجه رسیدهاند که بهطور قطع یکی از آنها نامزد ریاست جمهوری شود.این وبسایت از نتیجه جلسه مشترک این دو گزارش کرده، آنها توافق کردهاند که «با توجه به شرایط خطیر کنونی و نگرانیهای ناشی از آینده انقلاب حضور در عرصه انتخابات ضروری است، از این رو یک از این دو قطعا در نامزد انتخابات خواهند شد و نفر دیگر در جامعه مدنی پشتیبان فعال کاندیدای منتخب خواهد بود.»
ترديدي نيست كه آمدن ميرحسين موسوي براي نظام و محافظه كاران هزينه زيادي خواهد داشت و اي بسا آنها در اين صورت حتي به آمدن دوباره خاتمي راضي تر باشند.جداي از منش سختگيرانه و مشي قاطعانه ميرحسين در مديريت كه حتما" براي نظام فعلي چالش برانگيز خواهد بود،اين امر يك چالش جّديتر هم دارد كه يك نمونه آن در سخنراني ديروز خاتمي در ايلام جلوه كرده است.مطرح شدن دوباره ميرحسين موسوي در پهنه سياسي جمهوري اسلامي،قبل از هرچيز،امكان مقايسه هاي بسياري بين رهبري آيت الله خامنه اي با رهبري امام خميني را به مردم خواهد داد كه (صرفنظر از درستی یا نادرستی چنان قیاسی)مي تواند چالشهاي تازه اي را در فضاي سياسي كشور عليه وضع موجود ايجاد كند يا دامن بزند.سخنان امروز آقاي خاتمي و تمجيدهاي او از دولت ميرحسين موسوي در ايلام اين ادعا را اثبات كرده است.
خاتمي در جمع مردم ايلام با اشاره به موفقيتهاي دولت ميرحسين موسوي بناچار به حمايتهاي امام خميني از نخست وزير محبوبش اشاره كرده و حداقل دو رفتار سياسي امام خمينی را مورد ستايش قرار داده تا كنايه اي هم به اوضاع امروزه كشور زده باشد. آقاي خاتمي به برگزاری انتخابات در سخت ترين شرايط جنگي اشاره كرده و گفته: «امام خميني(ره) حتی زير بمباران نيز حاضر نشد انتخابات را برگزار نکند و يک بار که ميان وزارت کشور و شورای نگهبان اختلافی وجود داشت با اعزام نماينده مسأله را به نفع مردم حل کردند.»
خاتمی در ادامه گفته: «در دوران امام هيچگاه نظارت استصوابی نداشتيم و بعد از امام اين کار رويه شد. نظارت استصوابی يعنی اجرا و نه نظارت و بالاتر از آن با بعضی رفتار ها يعنی قيموميت.»
سيدمحمدخاتمي هشت سال رياست جمهوري بدون حمايت قاطع را تجربه كرد و در نهايت با تلخي دريافت كه بدون حمايت همه جانبه رهبري، دولتش در برابر چالشها و فشارهاي فزاينده،كاري از پيش نميبرد.دولت اصلاحات در سالهاي ششم و هفتم چنان مستاصل شد كه حتي «تداركاتچي نظام» هم به شمار نمي رفت.بنابراين خاتمي براي تكرار آن تجربه تلخ،چندان انگيزه اي ندارد.از طرفي ميرحسين موسوي هم بخش زيادي از موفقيتهايش در نخست وزيري را مديون حمايتهاي همه جانبه بنيانگذار انقلاب بود و در صورتي كه چنان حمايتهايي از سوي مقام رهبري از او نشود،(كه بعيد است بشود) ميرحسين موسوي هم نميتواند چيزي بهتر از مدل خاتمي ارائه كند.اگرچه سكانداري و قاطعيت او و نوع مديريتش، مستحكمتر از خاتمي است ولي نبايد نيروي طرف مقابل او را نيز دست كم گرفت.
با اين همه، حتي صرف مطرح شدن دوباره ميرحسين موسوي بعد از بيست سال،ممکن است بحثها و مسائلي را دامن بزند و شايد به نوعي موجب اظهارنظرها و ارزيابي هايي درباره برخي روشهاي اداره كشور شود.مسائلي كه البته امكان دارد فضاي سياسي كشور را ملتهب و راديكال كند و اين شاید همان چيزي باشد كه محافظه كاران سنتی سالها از آن به عنوان «خطر سيد» نام مي بردند.

