نشان
پيرمرد،سوسك نبود!انسان بود! / ديروز در اورژانس بيمارستاني در كرج بودم. چند نفر یک پيرمرد را آوردند كه ظاهرا" در تاكسي دچار عارضه قلبي شده بود.وقتي او را مي آوردند هنوز خِرخِر ميكرد.دكتر كشيك اورژانس با بي ميلي از اتاقي درآمد و وارد اتاقي شد كه پيرمرد بيچاره را به آن برده بودند.بعد از دو دقيقه بيرون آمد و مثل اينكه خبر مُردن يك سوسك را بدهد،به پرستار گفت :«همراه اين پيرمرده كيه؟ بگو مُرد!» آب از آب تكان نخورد!نه دستگاه شوكي،نه احياي تنفسي! هيچ خبري از تلاشهاي تيم پزشكي و پرستاران (آنطور كه در فيلمها نشان ميدهند) نبود.رفتم به آقاي دكتر كه بي انگيزگي و شل و وليش حالم را بهم ميزد گفتم:«دكتر!هنوزم ميشه نجاتش داد!شوك بهش نمي دين؟» گفت:«نچ!» اعتراضات بعدي و پيگيريهايم نتيجه اي نداشت.برگشتم و از لاي در پيرمرد بيچاره را ديدم كه گوشه اتاق سرد اورژانس مثل يك سوسك روي تخت كز كرده و مُرده بود!ساعتي بعد همسر و چند پسر و نوه هاي او آمدند و زاري و عزاداري كردند.باري!پيرمرد بيچاره يك همسر،يك پدر و يك پدر بزرگ بود.سوسك نبود!
حق زندگي، اولين حق آدمي است! / انتقاد من از «انحصاري شدن» فعاليتهاي حقوق بشري به چند نفري كه كانون مدافعان را تشكيل داده اند و تحت مديريت خانم شيرين عبادي حلقه زده اند،باعث برخي واكنشها شد.حرف من ناظر بر اين حقيقت است كه من نه تنها موافق فعاليتهاي حقوق بشري هستم بلكه بالاتر از آن،معتقدم چرا اين فعالان كم كاري كرده اند و در طول اين سالها فعاليتهاي خود را به حوزه هاي اجتماعي و لايه هاي جامعه تسري نداده اند؟ برخي از دوستان با بازتعريف مفهوم حقوق بشر سعي دارند بگويند دو خبري كه در نوشته ام اعلام كرده ام جزو اموري نيست كه فعالان حقوق بشري دنبال كنند!زيرا آنها بدنبال مسائلي مثل برابري زن و مرد و عدم شكنجه و زنداني سياسي و امثالهم بايد باشند(!) و تلاش براي حفظ جان انسانها جزو حوزه كارشان نيست!از اين تعبير تعجب ميكنم.بديهي ترين و اوليه ترين حق انسان،حق حيات و زندگي است.اگر عزمي براي دفاع از اين حق اوليه نباشد،حقوق بعدي هم از اولويت مي افتند.در جامعه اي كه فقر، انسانها را به سوسكهاي بي ارزشي تبديل ميكند كه كمترين تلاشي براي حفظ جانشان نمي شود،اولويت با چيست؟با حفظ جان و كرامت انساني يا مواردي كه نسبت به جان انسان،يك حق ثانويه هستند؟از طرفي با اين عقيده مخالفم كه تلاش فعالان حقوق بشري فقط بايد «صدور اعلاميه» باشد.اگر خانم عبادي و كانون فعالان حقوق بشري،يكبار براي كم كردن ميزان مرگ و ميرهاي جاده اي،همايش يا تجمع آرامي در مقابل وزارت راه برگزار مي كردند،آيا مردم بيشتر با مفهوم حقوق بشر مانوس نمي شدند؟آن وقت اگر از حق برابري زنان يا عدالت و امثال اينها سخن مي گفتند،مردم اين كانون را بجا مي آوردند و حرفشان مخاطب عام پيدا ميكرد.بد نيست گاهگاهي فكر كنيم و ايراد كارمان را بيابيم و آن را اصلاح كنيم.
وقتي وزير راه از رياضي استفاده كند! / روزگار «غريب تري» است نازنين! امروز در ميان اخبار، يك وزير داريم كه رياضياتش را براي محاسبه دستشويي ها بكار ميبرد! و يك نماينده مردم داريم كه منكر مشكلات مردم مي شود! و دهها ميليارد دلار پول ناپديد شده! با اين همه،آيا مي شود مثل قديم فقط گفت:«روزگار غريبي است نازنين!»؟
وزير راه و ترابري اعلام کرده:«اصلي ترين مشکل فرودگاه امام خميني کمبود سرويس بهداشتي و دستشويي است...در برخي موارد ظرف يک ساعت 1500 نفر در اين سالن حضور دارند که اگر 20 نفر از آنها نيز احتياج به سرويس بهداشتي داشته باشند، 600 نفر در اين 60 دقيقه بايد به دستشويي بروند!»...(نقل از سايت امروز) خوب بود وزير محترم راه از اين علم رياضي براي پيداكردن دهها ميليارد دلاري استفاده كند كه به گفته سايت بازتاب از حساب ذخيره ارزي كشور ناپديد شده است! بخوانيد:
ناپديد شدن دهها ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي.افزايش سرمايهگذاري و امثال اينها درواقع صرفا تفاهمنامههايي است كه با كشورهاي ديگر امضا كردهاند؛ يا كارهايي كه مذاكراتي صورت گرفته است، به عنوان سرمايهگذاري به شمار آورند، در حالي كه اثري از سرمايهگذاري كه عملياتي شده و در كشور آماده باشد، نيست و هيچ گشايش اعتباري انجام نشده و LC باز نشده باشد. .(نقل از سايت بازتاب)
در اين ميان بد نيست ديدن اين اظهارنظر تاريخي كه اساس" منكر هرگونه تورم و بحران اتصادي و گراني در كشور شده است!
روح الله حسینیان: تورم لازمه پیشرفت است... دائماً میگویند کشور را باید از بحران بیرون آورد. کدام بحران؟ کجای این کشور به بحران مبتلا شده که بخواهیم آن را نجات دهیم. اگر دولت نهم را با دولتهای گذشته مقایسه کنیم میبینیم ثبات و آرامش بیشتری در حال حاضر حکمفرماست. .(نقل از سايت امروز)
ي قربانگاه كجاست؟ / عيد قربان است! سالروز آزمون بزرگ ابراهيم(ع). سالروز به قربانگاه بردن بهترين و ارزشمندترين چيزي كه داشت؛ پسرش اسماعيل.
امروز من و تو چه چيزي را ميتوانيم «قرباني» كنيم؟ كمي فكر كن! واقعا" از كداميك از داشته هايت، حاضري بگذري؟ چه چيزي را ميتواني فدا كني؟ آيا ميتواني ارزشمندترين چيزهايت را ارزاني ديگران كني؟ بيا صادق باشيم! آيا اصلا" من و تو اهل اين كارهاي بزرگ هستيم؟ اهل قرباني كردن چيزهايي كه دوستشان داريم؟ آيا اصلا" مي توانيم از چيزهاي ارزشمندمان، دل بكنيم و آنها را قرباني يك عشق برتر و يك حس برتر كنيم؟ فكر كن در سراسر عمرت چند مرتبه اين روز(عيدقربان) را ديده اي و گذرانده اي؟ سي بار؟ چهل بار؟ شصت بار؟ از اين همه باري كه در عمرمان روز عيد قربان را از سر گذرانده ايم، حتي يكبارش اهل قرباني كردن بوده ايم؟ آيا اهل قرباني كردن هستيم؟... تا به اينها فكر كنيم،بگذار عيدت را تبريك بگويم و بگذار دعا كنم همگي بتوانيم نشاني يك قربانگاه ارزشمند را پيدا كنيم!و اهل قرباني كردن داشته هاي عزيزمان بشويم.
عقبيم داريوش! / دوست عزيز داريوش سجادي در مقاله تازه اش در گويانيوز چنين نوشته است:
« اصرار اصلاح طلبان حامی خاتمی بر ورود وی به انتخابات ریاست جمهوری با اتکای بر «اشتهار فاضلانه خاتمی» ناشی از فهم غلط ایشان از آموزه حاکم ـ حکیم افلاطون است و با چنان فهم غلطی است که با دست خود ابزار شکستن اندوخته فرهنگی خاتمی را فراهم می کنند.
عدم تفطن اصلاح طلبان به بلاموضوع بودن «اشتهار فاضلانه خاتمی» در حوزه حکومت آفتی است که طی چهار سال گذشته گریبانگیر جانشین ایشان در خیابان پاستور نیز شد و مشارالیه نیز در حالی که از حداقل های پرنسیب فرهنگی خاتمی نیز بی بهره است، اما کوشید و می کوشد تا شأن ریاست جمهوری را با شأن حاکم ادغام کرده و از همین تلقی ناصواب اقدام به ارسال نامه های تبشیری برای رهبران جهان کند...»
مسابقه!: به كساني كه جملات بالا را معنا كنند و به زبان ساده بنويسند(طوري كه دانشجويان غير ادبياتي و مردم متوسط كتابخوان بفهمند داريوش چي گفته) يك جلد كتاب از آثار زنده ياد جلال آل احمد هديه مي دهيم!
اثري از جلال كه حرف و نثرش براي فهم همه از بازاري و دانشگاهي و جوان و سالخورده، ممكن و قابل هضم بود.بنظرم «گير» اصلي كار، همينجاها باشد! اينكه ما زبان مردم را بلد نيستيم و مردم زبان ما را نمي شناسند و حتي دوستش ندارند.
(داريوش جان!لال بشم اگه دروغ بگم! من دوستاني مثل تو رو خيلي هم دوست دارم) ولي با اين «ادعاهاي فاضلانه!» و «تظاهر به اشتهار اديبانه!» و اين «تبشيرهاي روشنفكر مآبانه!» دوستان خيلي موافق نيستم.واقعا" ما ملت، وقت زيادي براي اين «پرنسيپ فروشيهاي ناصواب!» نداريم. بابا!باور كنيد عقــــــــــــبيم!!
آن 24 ساعت سي ساله! / آيت الله خزعلي سالها عضو شوراي نگهبان و خطيب صدا و سيما و مجالس مذهبي و سياسي بود و برخي از سخنان و مواضع ايشان خيلي معروف است.قبلا"در همين وبلاگ در مطلب «ماحشرات» (كشتن مخالفان سياسي با حشره كش د.د.ت) به نوع ادبيات سياسي ايشان و همفكرانشان اشاره كرده ام.
حالا خاطرهی جالبي بخوانيد از وبلاگ فرزند آیت الله خزعلی (به نقل از این وبلاگ ) كه تامل انگيز است:
به زیارت ثامنالحجج علی ابن موسی الرضا (ع) رفته بودم. پیرمردی فرزانه از تجار قدیم خوزستان مرا دید. خاطرهای جالب از ۴۰ سال قبل نقل میکرد. او میگفت: ۴۰ سال قبل پای منبر پدرت (آيت الله خزغلي) در آبادان بودم. به فاصلهی کمی از مسجد، کاباره و کازینو بود و جمعی از جوانان به میگساری و لهو و لعب و قمار مشغول بودند. حضرت آیت الله خزعلي بر فراز منبر با اشاره به انحراف جوانان فرمودند: «اگر ۲۴ ساعت رادیو و تلویزیون را به ما بدهند، خواهید دید که چگونه این جوانان را تربیت و اصلاح میکنیم.»
سپس آن پیر فرزانه گفت: «به پدر بگویید هنوز ۲۴ ساعت نشده است؟!»
چندخط پايين تر،خبر مرگ جمعي عده اي جوان در بندرعباس را هم بخوانيد كه از«ميگساري» با الكل چوب(!) از دست رفته اند.باري! آن 24ساعت سي سال ادامه يافت.من داوري نمي كنم!
سد بيجار / خبرهاي بدي از احتمال جدي شكسته شدن سد بيجار در استان گيلان ميرسد.چندهزارنفر از ساكنان شهرهاي پايين دست اين سد،با فوران آب پشت سد و احتمال شكسته شدنش،در معرض يك فاجعه انساني بزرگ قرار گرفته اند.شدت بارندگي هر لحظه خطر را افزاي ميدهد و فعلا" تخليه مردم از مناطق مسكوني شهرها و دهات پايين دست تنها گزينه ممكن براي جلوگيري از يك فاجعه انساني است. استاندار گيلان ديروز بارها بوسيله پيام راديويي از مردم خواسته خانه هايشان را ترك كنند و به نقاط مرتفع بروند.اما گزارشها حكايت از«مقاومت» برخي از ساكنان در برابر خواسته مسئولان ميكند! چرا؟
در ميانه اين خطر انساني (كه اميدواريم بزودي رفع شود) به يك مشكل انساني فكر كنيم كه چه ايرادي در مناسبات مردم و دولت وجود دارد كه برخي، حتي خطر مرگ را بر پذيرش دستور يك مقام دولتي ترجيح مي دهند؟ استاندار گيلان با عصبانيت تهديد كرده: «نه مردم و نه مسئولان استاني حق ندارند اين خطر را جدي نگيرند!» چه اتفاقي افتاده كه مردم به گزارشها و سخنان مسئولان ديرباور يا بي باور شده ند كه مقامات دولتي را به چنين لحني متوسل كرده است؟ آيا اين ميزان اعتماد «برخي مردم» به مسئولان دولتي كافي است؟ و با اين اندازه اعتماد مردم در مواقع بحراني،آيا دولت ميتواند به تسلطش بر اوضاع بحراني مطمئن باشد؟و با اين رابطه معيوب، آيا يك دولت ميتواند جامعه را از همه تنگناها و تهديدات پيش رو به سلامت عبور دهد؟ بعيد است!
چه بايد كرد؟! / فقط خبر را بخوانيد: مصرف مشروبات الکلی دست ساز به مسموميت ۹۲ نفر و مرگ ۱۲ نفر در بندرعباس در جنوب ايران منجر شده است. دکتر عابدی، رييس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی هرمزگان گفت:« درمجموع تاکنون ۹۲ نفربه دليل عوارض ناشی ازمصرف مشروبات الکلی به بيمارستان شهيدمحمدی بندرعباس مراجعه کرده اندکه ۲۳نفربه صورت سرپايی مداوا شده و۶۹ نفربستری شدند که ۱۲ نفرازبستری شدگان جان خودرا ازدست دادند».آقای عابدی همچنين گفته است که دو نفر از بيماران دچار نابينايی کامل وغيرقابل بازگشت شده اند. به گفته ايشان «مشروباتی که مورد استفاده اين افراد قرار گرفته،ترکيبی از اتانول و متانول يا اصطلاحا الکل چوب بوده که موجب تخريب سلول های عصبی و پديده اسيدوزخون شده است».اين در حالي است كه راديوفردا از فرمانده نیروی انتظامی نقل كرده كه مصرف سالانه الکل در ایران بیست میلیون لیتر است.
حالا از آن طرف بخوانيد روزنامه اعتماد را كه از برقراري يك محدوديت تازه خبر داده و نوشته:« کميسيون فرهنگی دولت دوباره ممنوعيت عرضه قليان در اماکن عمومی را تصويب کرده است!» حقيقتا" چه بايد كرد؟
سرعت كارها! / سرعت انجام كارها در ايران،گاهي بسيار مايوس كننده است! به بخشي از نامه آقاي احمد خرم وزير اسبق راه و ترابري به مردم توجه كنيد كه به سرنوشت چند پروژه بزرگ ملي اشاره دارد و كمي به «كمي سرعت» كار در ايران فكر كنيد و به علتهايش!
« زماني که وارد وزارت راه و ترابري شدم آقاي خاتمي مرا خواستند و فرمودند چند پروژه است که آبروي کشور شده است و از من تعهد گرفتند تا تکليف اين پروژهها را روشن کنم. پروژههاي ياد شده عبارت بودند از:
1. پل ميانگذر درياچه اروميه که بحث آن از سال 1346 بوده است و شهيد موسي کلانتري که در سال 1359 کلنگ آن را به زمين زده بود.
2. فرودگاه امام خميني که شروع آن به سال 1347 بر ميگردد و اولين گروه کارکنان فرودگاه استخدام شده در قبل از انقلاب، پيش از افتتاح، بازنشست شدند.
3. راه آهن بافق به مشهد که استان خراسان و آسياي ميانه را هزار کيلومتر به آبهاي آزاد جنوب کشور نزديک مينمود و محور اصلي ترانزيت کالا از آسياي ميانه از طريق ايران به ساير کشورها بود.
4. آزاد راه تهران شمال که مسير چهار ساعته تهران به چالوس را به يک ساعت کاهش ميداد...»
مسكوت ماندن يا نماندن! / اگر طرح تحول اقتصادي آقاي احمدي نژاد و حذف يارانه ها در زماني كه نفتمان را هر بشكه 130 دلار مي فروختيم،اجرا مي شد، پيش بيني كارشناسان اين بود كه كشور با تورمي 30 يا 40 درصدي مواجه شود.اكنون ما با نفت زير پنجاه دلار و خزانه ارزي تقريبا" خالي،و تورمي كه عملا" به 30 درصد رسيده،روبرو هستيم و معلوم نيست اصرار آقاي احمدي نژاد براي اجراي طرح اقتصاديش بر چه مبناست؟
نشريه اقتصادي معتبر «ميس» پيش بيني كرده حذف ناگهاني يارانه ها تورم را در كشورمان به 60 درصد خواهد رساند! روز چهارشنبه رئيس جمهوري براي تشريح طرح تحول اقتصادي خود به مجلس خواهد رفت.اميدواريم نمايندگان براي منصرف كردن آقاي احمدي نژاد از اجراي اين طرح تلاش كنند و دولت هم به توصيه درست آقاي حسن روحاني عمل كند و «اجراي طرح تحول اقتصادي را به بعد از انتخابات موكول كنند.»
درباره بسيج / تا هنوز بحث سپردن امنيت محلات به بسيج.. هست چند نكته بر آن اضافه كنم:
اول اينكه من هم مثل آمي تيس عزيز معتقدم بايد به نيروهاي بسيجي آموزش مهارتهاي برخورد مناسب و قانوني با شهروندان داده شود و در همه موارد، منطبق بر قانون برخورد شود.به عنوان مثال اگر برخورد فيزيكي با مردم ممنوع است(كه هست) از اين كار جلوگيري شود و قس عليهذا.
دوم اينكه بهتر بود نيروهاي بسيجي ماهر را براي مدتي به نيروي انتظامي «مامور خدمت» كنند تا ضمن حفظ يكپارچگي پليس، از موازي كاري نهادها جلوگيري شود.
و سوم اينكه بسيج تحت هيچ شرايطي،اجازه ايجاد بازداشتگاه يا بازداشت موقت و زنداني كردن كسي را نداشته باشد و صرفا" بعنوان ضابط، متهم را تا مراكز پليس «دلالت» كند.
تغيير!/ براي استراحت چشمها،كمي قالب وبلاگ تغيير كرد.باشد كه اين هارموني رنگها مطبوع طبع مشكل پسندان قرار گيرد.مايل بوديد نظرتان را بدهيد.دارم يادداشت تازه ام را تمام ميكنم تا ساعتي ديگر بگذارم اينجا.يادداشتي است درباره... بماند!راستي «تغيير»شعار آقاي اوباماست و ما به آن عمل كرديم
· كيمياگر/ آقاي محصولي وزير كشور بارها گفته ثروت افسانه ايش را نه از راه رانت و نه از راه وام بانكي كسب نكرده است.از طرفي ايشان گفته اند از 21 سالگي فرماندار اروميه و فرمانده سپاه بوده و طبيعتا" وقت كار اقتصادي نداشته.اگر آقاي محصولي همه اين ثروت عظيمش را در سالهاي كوتاهي كه مسئوليت دولتي نداشته و بدون رانتخواري و وام بدست آورده باشد،بايد او را يك كيمياگر بزرگ دانست كه به اين سرعت و بدون هيچ رانت و وامي به چنين ثروتي دست يافته است! ايشان قطعا" از فرمول بخصوصي براي ميلياردر شدن استفاده كرده اند.فرمولي كه افرادي مثل «بيل گيتس» آن را مي دانند كه البته «محصول»كارش شركت عريض و طويل «مايكروسافت» است.ما چون نمي دانيم مايكروسافت آقاي محصولي كجاست؟ راهي جز اين نداريم كه ايشان را كيمياگري بدانيم كه با فرمولي جادويي، خاك را به زر تبديل ميكند. من از سليقه آقاي رئيس جمهوري تعجب ميكنم كه چرا چنين فرد كيمياگري كه رازهاي ثروتمندشدن را به اين خوبي ميداند،به عنوان وزير اقتصاد يا رئيس بانك مركزي انتخاب نكردند تا ظرف مدت كوتاهي همه مردم ايران و بلكه جهان را ثروتمند كند؟وزارت كشور هم شد كار؟
-
آراي ناپلئوني/ ظاهرا" قرار نيست مجلسيان بيشتر از اين روي وزارت كشور فوكوس كنند. تشكيك علي مطهري نماينده تهران به تعداد آراي آقاي محصولي كه خيلي ناپلئوني بود (دقيقا" نصف بعلاوه يك 138 از 275) راه بجايي نبرد و احتمالا" مطهري بعد از ماراتن استيضاح علي كردان،ديگر خيلي نيرويي براي دنبال كردن اين يكي ماجرا هم نخواهد داشت.اگرچه جاي بررسي دارد و اين بخشي از ايفاي مسئوليت نمايندگي او و ساير نمايندگان است.با اين حال، واقعا" انتخاب صادق محصولي براي وزارت كشور، آقاي احمدي نژاد را با بدترين چالشهاي انتخاباتي سال آينده روبرو خواهد كرد.به گفته يكي از نمايندگان،حتي اگر احمدي نژاد در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري،راي پاك و سالمي هم كسب كند،همواره در مظان اين اتهام خواهد بود كه با اعمال نظر محصولي بعنوان برگزاركننده انتخابات،به رياست جمهوري دهم انتخاب شده است.محصولي رئيس ستاد انتخاباتي پيشين احمدي نژاد و از بزرگترين حاميان مالي او بوده و بقاي احمدي نژاد در رياست جمهوري، منافع مستقيمي براي او دارد.پس حتي اگر محصولي چنان دخالتي در نتايج انتخابات آينده نكند،در مظان اين اتهام قرار دارد و بزودي بحثهاي داغتري در اين باره اوج خواهد گرفت.
- تقدير شادمهر / فقر شعر در ترانه هاي امروزي،بيداد ميكنه.اما ترانه جديد شادمهر عقيلي (تقدير) فوق العاده گيرا و تاثيرگذار از كار دراومده. شروع اين ترانه با اين جمله است:«بايد تو رو پيدا كنم/ شايد هنوزم دير نيست» شعر بسيار خوبي داره و نشون ميده شادمهر توي وضعيت تازه بعد از مهاجرتش ديگه تثبت شده و از اين ببعد كاراي بهتري از او خواهيم شنيد. يكي از بيادموندني ترين قسمتاي شعر اين ترانه اينجاست:«آخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره/ عطرت داره از پيرهني كه جا گذاشتي ميپره» ترانه اي كاملا" تصويري،ساده و موثر.
- راي اعتماد به محصولي / از مجموع 273 نفر نماينده حاضر 138 راي سفيد (موافق) در برابر ۱۳۲راي كبود (مخالف)و زرد(ممتنع/مخالف محسوب مي شود) ! اين محصول راي گيري امروز مجلس براي صادق محصولي وزير پيشنهادي كشور بود.بهرحال ايشان بعنوان سومين وزير كشور دولت نهم از لحظاتي قبل معرفي شد. به گفته رئيس مجلس، چند نفري هم راي ندادند! كار شمارش كارتهاي راي نمايندگان با عجله انجام شد و رئيس مجلس هنگام اعلام نتيجه،چند بار بر سر تعداد كل 275 يا 270 يا 273 نفر تشكيك كرد.اما عاقبت با اعلام راي اعتماد مجلس به محصولي،كار را تمام كرد.چيزي كه از راديو مجلس شنيده شد نعره ظفرمندانه چند نماينده موافق بود كه بيخ گوش رئيس مجلس فرياد خوشحالي كشيدند.نعره اي كه احتمالا" به زودي فرو ميخوابد.چون با اين تعداد راي پاياپاي و با انتخابات پيش رو،وزارت آساني براي محصولي در پيش نخواهد بود.
- پرندگان مهاجر / با اينكه همينجام، گاهي دلم براي نشستن توي يه «پيكان» لكنته كه اتاقش تلق تولوق ميكنه و صندلياش بوي بنزين ميدن،تنگ ميشه! گاهي براي راه رفتن توي كوچه هاي تنگ،توي ظهراي گرم تابستون،براي بوي غذايي كه از خونه هاي محقر بيرون ميزنه،براي سروصداي بچه ها و اهالي داخل اون خونه ها،و براي خنكاي سايه ملافه اي كه روي يه پشت بام آويزونه،دلتنگ ميشم! براي آسفالت سياه و قيرهاي چسبنده و داغ خرمشهر،كه ظهرها حتي به كف دمپايي ابري مي چسبيد،براي صداي پيرمرد لحاف دوز كه توي كوچه ها مي پيچيد،براي اضطراب رسيدن به خونه،براي ضعف رفتن دلم از گشنگي،...براي همه اينها دلم تنگ ميشه.اما من اينجام.توي همين كشوري كه خاكش بوي مادر و پدرم رو ميده.براي دوستهايي ناراحتم كه ميدونم عشقشون به اين خاك كمتر از من نيست ولي بدلايلي مجبور شدن به سفري بدون برگشت برن و لذت بوي خاك بارون زده اينجا رو از دست بدن.اينها رو گفتم تا مقدمه اي باشن براي اينكه بگم چه لذتي بردم از شنيدن ترانه تازه سياوش قميشي:«اي پرنده مهاجر...» و به همه دوستاني كه مهاجرت كردن بگم سلام رفقا...
-
ما مشكل داريم آقا! // منتظر مترو بودم.مرد كناريم نچ نچي كرد و بمن گفت:« ما مشكل داريم آقا! مردم ما مشكل فرهنگي دارن!فرهنگ مترو و موبايل و آپارتمان نشيني و اين چيزا رو ندارن! ببينيد اين مردم چطور همو هل ميدن!چطور پاي همو لگد ميكنن واسه اينكه زودتر سوار بشن!ببين!...»از ازدحام جلوييها و بوق قطار فهميديم مترو نزديك جايگاه ميشه.مرد كناريم يكهو از صندلي بلند شد و پاي منو لگد كرد و مردم ديگه رو هل داد تا زودتر از بقيه سوار مترو بشه!چشمام سياهي رفت.درست پا گذاشته بود روي ميخچه كوفتي!لنگ لنگان سوار شدم.طبيعتا" صندلي خاليي باقي نمونده بود.ايستادم و ميله اي رو گرفتم.دوباره صداي مردك رو شنيدم كه داشت با يك بغل دستي ديگه اي از فرهنگ حرف ميزد!دعادعا كردم اون بغل دستي بدبختش،ميخچه نداشته باشه!هنوز داشت مي گفت:«ما مشكل داريم آقا!»... من روي كلمه «ما» مكث ميكنم!و اينكه «ما» هميشه از «من»شروع شده!ما غالبا" اينو فراموش مي كنيم!
· شروطي براي نيامدن! // توي فيلمها،وقتي قراره ظاهرا" يك آدمو بزنن اما واقعا" نكشن،قهرمان فيلم طوري به اون ضربه ميزنه كه هم نشون بده داره محكم ميزنه و هم جوري ميزنه كه دردش نياد! اما با همه اين تظاهر،خيلي وقتها (بخصوص توي فيلمهاي وطني) من و توي بيننده مي فهميم كه اين ضربه ها واقعا" محكم نيستن و «ضربه هايي هستن براي نكشتن!براي درد نيامدن!».بنظرم آقاي خاتمي با درك مشكلات فراوان مملكت و تواناييهاي محدودي كه براي رفع همه اين مشكلات دارد،براي نامزد نشدن در انتخابات آينده،دو شرط نشدني گذاشته اند.شروطي براي نيامدن!
· ديروز يك خانواده سياهپوست،خانه جديد خود را در كاخ سفيد واشنگتن،بالاترين اريكه قدرت آمريكائيان ديدند و مقدمات زندگي چهارساله شان را در آن بررسي كردند.اين خانواده سياهپوست؛ باراك اوباماي 47ساله و همسرش ميشل و دو دخترشان هستند.زندگي كاملا" شفاف در دنياي شيشه اي دموكراسي،چيز ناگفته اي از زندگي اين خانواده تازه وارد به كاخ سفيد باقي نگذاشته است.ميشل اوباما به خبرنگاران گفت دغدغه ام اين است كه دو دخترم بتوانند در مدرسه تازه،ارتباطات دوستانه قبلي خود با دوستهايشان را ادامه دهند و مشكل عاطفي خاصي پيدا نكنند.اوباما در هر فرصتي همسر و دو دخترش را در آغوش مي كشد و مي بوسد و گرماي يك كانون خانوادگي موفق را به تمامي آمريكائيان سرايت مي دهد.اين تصاوير از اوباماي خانواده دوست،بسيار شبيه اند به تصاوير جان اف كندي رئيس جمهوري فقيد سالهاي دور آمريكا كه محبوبيت فوق العاده اي نزد مردمش داشت و بسيار به همسر و فرزندش كه در سه سالگي يتيم شد،عشق مي ورزيد.
سئوال اين است: روزي كه اين خانواده پرشور، كاخ سفيد را ترك مي كنند و به منتخب بعدي مردم آمريكا مي سپارند،جهان چگونه سيمايي خواهد دشت؟ آرزو كنيم دنياي بهتري شده باشد.جرج بوش كه نتوانست.
· دولت اپوزيسيون// حالا ديگر مدتهاست كه دولت آقاي احمدي نژاد كه آزادي عمل بي سابقه اي داشته و دارد و اختيارات و امكاناتش بيشتر از همه دولتهاي بعد از انقلاب بوده و هست،به «دولت اپوزيسيون» تبديل شده است! برخي از نزديكان احمدي نژاد بخصوص بعد از استيضاح علي كردان، از «تنهايي» رئيس حمهوري سخن گفته اند و بر اين واقعيت صحه گذارده اند كه پراختيارترين دولت جمهوري اسلامي، در عمل يك «دولت اپوزيسيون» است و رئيس آن، اكنون تنهاست.دولتي كه در شروع، به حمايت تمام جناح راست و ارگانهاي استراتژيك نظام پشتگرم بود، اكنون و تنها بعد از گذشت سه سال،به دولتي تنها و در اقليت تبديل شده كه بسياري از دوستان و حاميان خود را هم از دست داده است.چرا؟بايد به اين كمي فكر كنيم.
· اوباما رئیس جمهوری آمریکا شد./ لحظاتي قبل،ساعت هفت و سي دقيقه صبح بوقت تهران، بالاخره «باراك اوباما» نامزد حزب دموكرات آمريكا به رياست جمهوري ايالات متحده رسيد.اختلاف آراي اوباما با رقيبش «جان مك كين» آنقدر بالاست كه حتي پيش از اتمام شمارش آرا، جشن پيروزي او در شيكاگو و ساير نقاط آمريكا برگزار شد.باراك اوباماي سياهپوست تنها بعد از گذشت 50 سال از نهضت ضدنژادپرستي سياهپوستان به رهبري «مارتين لوتركينگ» به بالاترين مقام ايالات متحده آمريكا دست يافت و خود، مصداق شعار تبليغاتيش «تغيير» شد.نطق «جان مك كين» براي ذيرش شكست،نطقي سرشار از عشق به وطنش بود. او فروتنانه سخن گفت و از همه طرفدارانش خواست با اوباما متحد شوند و كشورشان را بسازند.مك كين شكست انتخاباتيش را شكست خود خواند نه طرفدارانش.
· حاشیه های استیضاح را به مطلبی مستقل تبدیل کردم تا این دفترچه یادداشت همچنان یک دفترچه باقی بماند.
· از ساعت ۸ صبح باید نشست پای رادیو مجلس و مشروح مذاکرات استیضاح وزیر کشور را با دقت باید شنید.امروز می تواند روز آشنایی با تازه ای در پهنه سیاست ایران باشد که امروز و برای اولین بار نامشان از رادیو مجلس خواهیم شنید.در جریان چالش با آقای کردان شخصیتهای سیاسی مستقلی از درون جریان اصولگرا سر بیرون آورده اند که امروز با برخی از آنها آشناتر خواهیم شد.آنها شجاعتی از خود نشان داده اند که در کمتر اصلاح طلبی دیدیم. و شاید همین عدم انتقاد از خود یکی از عوامل اصلی شکست اصلاح طلبان بود.رادیو را بشنوید.اگر... اگر رادیو مجلس بدلایل فنی قطع نشود!
· ساعتي قبل، رئيس جمهور احمدي نژاد در گفتگو با خبر 14 سيما درباره استيضاح كردان و ماجراي چكهاي 5 ميليوني گفت: متن استيضاح، «ناظر به عملكرد وزير كشور» نيست و مربوط به مدرك دكتراي ايشان است كه من از كردان خواسته بودم در رزومه خود آن را قيد نكند، اما كردان گفت بالاخره اين را هم داريم و نوشت! احمدي نژاد گفت: من حتما" در جلسه استيضاح شركت نمي كنم.احمدي نژاد بارديگر دكتراي افتخاري را «كاغذپاره» اي فاقد اهميت علمي خواند و خواستار توبيخ دانشگاهي (دانشگاه آزاد) شد كه به كردان اجازه تدريس داده ولي حالا او را فاقد صلاحيت علمي مي داند.احمدي نژاد جريانات دو ماه اخير مربوط به جعل دكتراي كردان را باعث سرافكندگي پسر آقاي كردان دانست و گفت: آيا خوبست كاري كنند كه پسر او نتواند از خجالت از منزل بيرون بيايد؟! رئيس جمهوري همچنين درباره ماجراي چكهاي كمك به مساجد گفت:واقعا" بهتر بود نمايندگان اين ماجرا را بين خودشان حل مي كردند و وقت كشور را نمي گرفتند! احمدي نژاد در پايان خبر داد كه براي تكرار نشدن اين ماجراها، اصل قضيه را «كور» كرده و منبعد دستور داده ايم «پرداخت مستيقم پول به نمايندگان» متوقف شود و درخواستهاي آنها فقط از طريق استانداريها پيگيري شود و پول هم فقط به استانداريها داده مي شود!
با رسوايي چكهاي 5 ميليوني و تلاش مزوّرانه براي گرفتن امضاي انصراف از نمايندگان، من همچنان معتقدم كردان يك «بهمن» ويرانگر براي دولت نهم بوده و هست و خواهد بود! شما چطور؟
· ايرنا خبر داده كه دولت احمدي نژاد از وزير سابق خود (مصطفي پورمحمدي) شكايت كرده است! پورمحمدي از آغاز دولت نهم وزير كشور بود ولي با فشار رئيس جمهوري، بناچار از وزارت كشور كناره گيري كرد. پورمحمدي دوماه بعد از كناره گيريش، با حكم رئيس قوه قضائيه به رياست سازمان بازرسي كل كشور منصوب شد كه مهمترين وظيفه آن،نظارت بر عملكرد دولت است.اكنون دولت احمدي نژاد از اين وزير سابق بدليل «ارائه آمارهاي غلط براي تضعيف دولت» شكايت كرده است. اين خبر را بگذاريد كنار خبري كه ديروز روزنامه اعتماد منتشر كرده است.اعتماد نوشته: مصطفي پورمحمدي، ستاد انتخاباتي خود را براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري فعال كرده و قرار است رقيب محمود احمدي نژاد شود.
آيا بين نامزدي پورمحمدي و شروع رقابتش با احمدي نژاد و شكايت دولت از او ارتباط معناداري وجود دارد؟!
· روزنامه اعتماد، گزارش اصلي روز پنجشنبه خود را به موضوع برنامه تلويزيوني «مستند سفر رئيسجمهور به نيويورك» اختصاص داده و نوشته است: تصوير محمود احمدي نژاد بر فراز آسمان امريکا و در حالي که بر صندلي هواپيماي غيرتشريفاتي اش تکيه زده بر صفحه تلويزيون نقش مي بندد تا رئيس دولت نهم به SMSها و جوک هايي که از سه سال پيش درباره «هاله نور» مطرح شده پاسخ دهد؛ «گروهي مي گويند احمدي نژاد گفته هاله نور داريم. ما کي چنين حرفي زديم، هاله نورمان کجا بود؟»
واقعيت اين است كه اگر دوره چهارساله رياست جمهوري احمدي نژاد را به دو دوره 2 ساله تقسيم كنيم،مي بينيم او 2 سال اول را صرف بيان شعارها و ادعاهايي كرده كه در دو سال دوم در حال تكذيب يا اصلاح همان شعارها و مدعيات است! شعارهاي «نفت بر سر سفره مردم»،«مسئله محو يا دوستي با مردم اسرائيل» و همين«هاله نور» از جمله آن شعارهاست!
· معاون سياسي امنيتي استانداري خراسان شمالي گفته:« 610 كيلوگرم نامه از سوي مردم براي رئيسجمهور نوشته شده است كه درخواستهاي مردم هستند و شكايات جداگانه محاسبه مي شوند.» (نقل از اعتماد ملي) ديروز همچنين اعلام شد 22 ميليون نفر دارندگان سهام عدالت «سود سهام» داده مي شود. تقسيم بندي اين 22 ميليون نفر (نيازمندان تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي/روستاييان محروم و بازنشستگان) اعلام شده كه همگي جزو اقشار آسيب پذير و زير خط فقر كشور هستند و به هر نفر هشتاد هزار تومان تعلق مي گيرد.سئوالي كه بلافاصله به ذهن مي آيد اين است كه چرا كشوري به غنا و ثروتمندي ايران بايد داراي اين جمعيت بالاي مردم فقير باشد؟ و نامه هاي درخواست مردم (كه عمدتا" درخواست وام يا مسكن و امثالهم است) چرا بايد آنقدر زياد باشد كه بصورت «كيلويي» محاسبه و اعلام شوند؟ چرا سياستهاي دولت نهم در جهت توزيع صدقه و گداپروري است؟ و اين سياستها به كدام مدينه فاضله اي ختم مي شوند؟ و تازه در اجراي همين سياستها، عدالت و مساوات بين همه اقشار مردم برقرار شده؟ يا اينكه در همين هم تبعيض هست؟
· آقاي خاتمي ديروز شنبه در اظهاراتي به درستي گفته اند:« اگر كسی میتواند با اختیارات موجود به عنوان رئیسجمهوری در اجرای كامل قانون اساسی موفق باشد، باید وارد صحنه شود وگرنه صلاح نیست كه بیاید.» اين سخن درست،پاسخ به دغدغه كساني است كه مي ترسند بعد از هزار دشواري و روي كار آمدن دوباره اصلاح طلبان، تازه برسيم به همان واقعيت تلخي كه آقاي خاتمي در اواخر رياست جمهوريش بدان رسيد: يعني «رئيس جمهوري فاقد اختيارات يا تداركاتچي»! آقاي خاتمي براي رفع اين نقيصه بزرگ،طرح افزايش اختيارات رئيس جمهوري را به مجلس داد كه البته رد شد و بسياري از وظايف بديهي دولت هم بدليل سلب اختيارات از خاتمي بر زمين ماندند.نكته ضمني سخنان ديروز خاتمي، معناي مستتري است كه در كلمه تركيبي اختيارات موجود رئيس جمهوري نهفته است.بايد دقت داشت كه اختيارات موجود، اختيارات رياست جمهوري (به صرف مقام دولتي آن)نيست و در واقع اختيارات شخص آقاي احمدي نژاد است و معلوم نيست همين اختيارات بي نهايت، براي رئيس جمهوري بعدي هم وجود داشته باشد!احمدي نژاد دهها شورايعالي و چند سازمان مثل برنامه و بودجه را منحل كرد،شكل بودجه نويسي را تغيير داد و بارها از مسير برنامه توسعه يا سند چشم انداز عبور كرد و هرگز مواخذه نشد.پس ادعاي بي وجهي نيست اگر بگوييم اختيارات موجود رئيس جمهوري فعلي، اختيارات شخص احمدي نژاد است و شبيه ميراثي نيست كه جملگي به رئيس جمهوري بعدي داده شود.این واقعیت تلخ را از نظر دور نداریم.
· عصرامروز شنبه در مصاحبه كوتاهي با مهرزاد پدرام از راديو فردا شركت كردم درباره «چرايي راي نياوردن ايران براي عضويت در شوراي امنيت سازمان ملل» كه امشب پخش شد.نكته مهم اين قضيه اينجاست كه وقتي رئيس جمهوري اسلامي مصوبات شوراي امنيت را «كاغذ پاره» مي نامد و بارها آنها را متهم به لوس بازي(!) كرده اند،چه اصراري دارند براي عضويت در همين شوراي امنيت تلاش كنند؟ بايد كدام عمل اين آقايان را باور كرد؟ آنجا كه مصوبات شوراي امنيت را كاغذپاره مي نامند يا تلاششان براي عضويت در همين شورا را؟ متاسفانه اين مورد،تنها مورد تناقض در گفتار و كردار مسئولان نيست!ضمن اينكه راي پايين ايران در راي گيري اخير شوراي امنيت،شايد واكنش كشورهاي جهان است به بي احترامي مقامات ايران به سازمانهاي جهاني.
- آمار رسمى حاکی از آن است که تا اول مهرماه امسال، 18320 نفر مبتلا به ایدز شده اند. این در حالی است که كارشناسان مستقل، شمار مبتلایان در ايران را بين هشتاد تا نود هزار نفر مى دانند.عباس صداقت، رييس اداره ايدز وزارت بهداشت، اوايل شهريورماه اعلام كرد كه آمار تخمينى از شمار افراد مبتلا به اچ آى وى در ايران، بين ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر است. آمارى كه اين مقام دولتى ارائه كرده است، افزايشى ۵۰ درصدى را نسبت به سه سال گذشته نشان مى دهد.
- يكي از دوستان می گفت همسایه ای دارد كه با چفيه و لباس بسيجي آمدوشد مي كند و ظاهرا" هم ارگاني هست.آقای همسایه با تبختر و غرور به این دوستمان گفته بود كه براي خودروشيكش دو تا كارت سوخت دارد كه در هر كدام حدود دو هزار ليتر بنزين سهميه بندي (ليتري صد تومان) شارژ كرده اند!اين احتمالا" همان «هدفمند كردن يارانه ها»ست كه مردم عادي با بنزين 400 توماني زندگي كنند و بعضي از اقشار خاص با سهميه هاي آنچناني!