تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد

آقای سعید جلیلی دبير شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به سوال خبرنگار صداي آمريكا كه بر حاصل نشدن نتيجه از مذاكرات تاكيد مي كرد، اظهار داشت: «شما ايراني هستيد. كار ديپلماسي مثل فرش ايراني است، ديپلماسي ما نيز ظريف و دقيق است و ان شاء الله پاياني ظريف، زيبا و بادوام خواهد داشت.»

این هم از خاصّیتهای دوران ماست که سیاستمداران چنین ظریف و هنرمندانه سخن می گویند و از این تشبیهات زیبا بهره می برند! من هم با نظر آقای جلیلی موافقم که دیپلماسی در ایران کاری است شبیه فرشبافی. البته بستگی به این دارد که فرش را چه کسی میبافد؟ و کی شروع می کند؟....


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در یکشنبه 30 تیر1387|14:3| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

دیروز روز پدر،«امین» تلفن کرد.اصلا" تبریکی نگفت.هر دو به روی خودمان نیاوردیم که چه روزی است. راستش این کارش خیلی راحتم کرد.مطمئنم از روی عمد نخواست تبریک بگوید.برای همین در دلم کلی قربون و صدقه اش رفتم.حقیقتا" پسر فهمیده و پخته ای است.نمی دانم چرا؟ اما شاید می دانست ممکن است حتی با یک تبریک خشک و خالی هم، مرا در معذوریتهایی بیندازد که یک پدربی بضاعت درگیر آن است. شاید هم احساس کرده بود خیلی لوس است که این کار را بکند.هرچه بود، با قصد و نیت نیکی از ریز تبریک گفتن جاخالی داد. من هم از این کارش خیلی خوشم آمد. حتی اگر بخواهم در حق او و خواهرش پدری هم بکنم، ترجیح می دهم حرفش زده نشود.یا لااقل امتنانی و سپاسی در بین نباشد.این قضیه را بین خودم و بچه هایم هم حل کرده ام.تشکری برای انجام وظایف بدیهی وجود ندارد.

امین حرفی هم از «کندی» رفع مشکلات نگفت.حتی گلایه هم نکرد.با این کارش داشت چیزی را بمن می فهماند. آیا منظورش این بود که در این روز «روز پدر» به یادت بوده ام؟ پس چرا صریح و رک تبریکش را نگفت؟ حتی از تابستان و گرما هم حرف زدیم.او به شکل آشکاری از حرف زدن درباره خودشان و وضعیتشان طفره میرفت.اما وقتی اصرار مرا دید، به حرف آمد. گفت مادرش بعد از چند جلسه ای که پیش یک خانم روانشناس فرستاده ایم،کمی راحت تر شده. گفت:«خودم به خواهر کوچکم بیشتر از قبل رسیدگی می کنم و نمی گذارم مادرم زیاد درگیر او باشد». کمی به او اطمینان دادم که مشکلات به زودی زود حل خواهند شد.(هرچند واقعا" نمی دانم چگونه؟) مراحل کار را برایش شمردم.«اول باید مامان به این جلسه های مشاوره برن تا روبراه بشن. بعد انشالله بتوینم (واقعا" نمی دانم از کجا؟) یک فکری برای اجاره یک خانه بکنیم.بعد مامان به کلاسهای کارآموزی فنی و حرفه ای میرن و شما و آبجی کوچولوت هم به مدرسه.این پله ها رو باید دونه دونه طی کینم پسرم

راستش خیلی مطمئن بودم بالاخره میان این سه هزارنفری که مطلب «پیش فروش جسم» و ماجرای امین را خواندند، کسانی با امکانات مناسب بیایند جلو و کاری اساسی برای این خانواده بکنند.اما صف درازی از «کنجکاوها» و «بیکارها» راه را بر کمک احتمالی دیگران هم بستند. درست مثل وقتی که تصادفی می شود و «کارشناسان! کنجکاو و بیکار» اینقدر می ایستند و سرک می کشند و راه را بر پلیس و آمبولانس امداد می بندند که گاهی فاجعه می آفرینند.

بنظرم کمی،خیلی کم اما قابل لمس، ...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در پنجشنبه 27 تیر1387|19:46| با موضوع: |

        

از امروز در این پست به سئوالات ایمیلها و کامنتهای مخاطبان این وبلاگ در زمینه های مختلف پاسخ می دهم. البته ناگفته واضح است در حد وسع و سواد و بضاعتم...سئوالات خود را در کامنت انتهای این پست و یا از طریق ایمیل طرح کنید.این پست در پایان هر روز آپدیت می شود و سئوالات تازه مخاطبان در آن منعکس و پاسخ داده خواهد شد.انشاءالله.

برای دیدن سئوالات و پاسخ شان روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در چهارشنبه 26 تیر1387|20:45| با موضوع: یادداشتهای عمومی |

دوباره بخوانیم...

برای مطالعه یادداشت حیاط سیاست اینجا را کلیک کنید

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 22 تیر1387|15:38| با موضوع: یادداشتهای عمومی |

توضیح: این خلاصه مکتوبی است از حرفهایم در برنامه «تفسیر خبر» صدای آمریکا جمعه شب بیست و یکم تیرماه، که به بررسی سیاستهای خارجی آمریکا در زمینه ایران اختصاص داشت.فایل تصویری این برنامه تا یک هفته در وبسایت فارسی صدای آمریکا قابل دسترس و استفاده است.

اول : دیگر همه مطمئن هستند که نه ایران از خواسته اتمی خود دست بر می دارد و نه آمریکا و جهان حاضرند ایران اتمی را تحّمل کنند. این اطمینان دوسویه (یا دو قبضه!) باعث شده تا احتمال بروز جنگ نزد مردم کوچه و بازار،به عنوان یک احتمال جدی و نزدیک تلقی شود. بخصوص که اکنون مدتهاست همگان باور دارند برای مسئولان جمهوری اسلامی، مسئله هسته ای یک مسئله «حیثیتی» است و عدول از آن تقریبا ناممکن می نماید.

دوم: بعد از آزمایشهای موشکی ایران و اظهارات فرماندهان نظامی و کشوری ایران، بحث «احتمال بروز جنگ» به سطح جامعه و محاوره های مردم کوچه و بازار راه یافته است.این اتفاق حتی تا دو ماه قبل هم از سوی مسئولان کشور «ناصواب» می نمود و بعنوان «خالی کردن دل مردم» تقبیح می شد.به یاد بیاوریم زمانی را که...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 22 تیر1387|14:55| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

هرگز نمی شد باور کرد که «آن توّهم بزرگ» کمتر از یازده سال بعد از آن روز، نصیب «خود» یاران خاتمی شود!

در ایام تبلیغات انتخاباتی قبل از دوم خرداد،در مسجد علمیه صدر اصفهان،لابلای صدها طلبه و روحانی وول می خوردیم و پیش میرفتیم تا به همراه سیدمحمدخاتمی به جایگاه سخنرانی برسیم.محافط ارشد از من «لاجون» هم کمک گرفت و دورادور خاتمی حلقه ای درست کردیم و پیشروی کردیم.اواسط برنامه، گروه انصار حزب الله وارد شدند و سینه زنان جمعیت نشسته طلبه ها را شکافتند و جلو آمدند.آن روز آنها یک «اقرارسیاسی» از خاتمی گرفتند که شرحش در «صد روز با خاتمی» آمده است. و یک «کنایه سیاسی» از خاتمی شنیدند.اینجا بیان آن کنایه منظورم است.

یکی از انصاریون با لهجه اصفهانی غلیظی فریاد زد «شما...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 21 تیر1387|21:35| با موضوع: |

 خواب می دیدم... جایی در خیابانی که هر روز از آن می گذرم، جمعیتی گرد آمده اند.بی توجه رد می شدم که شنیدم کسی گفت:«اوناهاش! کشیدنش بالا!» کسی را با پیراهن قرمز دار می زدند! رویم را برگرداندم تا نبینم. چشمم افتاد به دو سه نفری که بیخیال «چیپس» می خوردند و دار زدن آن مرد را نگاه می کردند!

همانجا در عالم خواب فکرم رفت بدنبال گشتن پاسخ برای این سئوال که «چرا...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در یکشنبه 16 تیر1387|21:30| با موضوع: |

ادعای آقای «سیمور هرش» خبرنگار کهنه کار آمریکایی درباره اینکه دولت آمریکا چهارصد میلیون دلار برای ایجاد اختلاف قومی و اغتشاش در ایران می پردازد را حتما شنیده اید.

سیمور هرش خبرنگار کهنه کار آمریکایی نشریه نیویورکر

ظاهرا" قرار است وقتی این اختلافات بین اقوام وگروهها با دولت جمهوری اسلامی به جاهای باریک و خطرناکی کشید، دولت آمریکا برای حمله نظامی به خاک ایران و سرنگونی دولت ایران بهانه لازم را بدست بیاورد.آیا این ادعای آقای هرش واقعیت دارد؟ یا صرفا" تحلیل اوست از روی


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 15 تیر1387|14:40| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |
شما جزو جمعیت «هدف» هستيد؟ اگر دولت بخواهد خدماتش را «هدفمند» كند، شما جزو جمعيت هدف هستيد؟ يا مثل ما و خيليها، حدود چند ميليون نفر،شما هم بيرون «سيبل» ايستاده ايد؟

حدود دو سال پيش در طول چندين روزي كه سرشماري عمومي «نفوس» و مسكن در سطح كشور اجرا ميشد، بدليل در رفتگي مچ پايم كلا" خانه نشين بودم و همزمان انتظار آمارگيرهاي «نفوس» را مي كشيدم! با اين حال در تمام آن ايام، هيچ مأمور آمارگيري به منزل ما مراجعه نكرد و «نفس» ما را نشمرد! بخصوص چشم براه آنها بودم تا فرم سئوالاتشان را ببينم كه آن روزها شايعات زيادي راجع به امنيتي بودن فرمها و سئوالهاي آماري شنيده ميشد.اما خبري از آنها نشد! مهلت طرح سرشماري به سر آمد و «نفس اماره ام» مرا وسوسه كرد تا به ستاد آمارگيري «نفوس و مسكن» تلفن كنم. پرسيدم:« پس چرا نوبت به شمارش نفس ما نرسيد؟» بعد پاسكاري...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در سه شنبه 11 تیر1387|14:5| با موضوع: |
مي توان فهميد چه كساني از اين واهمه دارند كه بحثهاي انتخاباتي رياست جمهوري دوره بعد، از اكنون، يعني از يكسال قبل از انتخابات شروع شود؟ اگرچه آنها براي اين ايده، هيچ دليل معقولي ارائه نمي دهند.در حاليكه صحبت درباره انتخاب عاليترين مقام اجرايي كشور است كه چهارسال بر همه مقدرات مردم تأثير مي گذارد.

چه مي شود اگر مقدمات انتخابات از يكسال قبل كليد بخورد و نامزدها ملزم شوند استانها را تك به تك بازديد كنند و حمايت مردم شهرها را بگيرند؟ چرا زمان جلب نظر مردم به برنامه ها (و نه شعارهاي خشك و خالي) آنقدر نيست كه نامزدهاي رياست جمهوري را بدرستي ...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در یکشنبه 9 تیر1387|17:28| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |
١٢ سال پيش، وضعيت جامعه خيلي به اين ايام شباهت داشت. دولت هاشمي رفسنجاني در آخرين سال خود، با بحرانهاي خارجي مانند قضيه ميكونوس مواجه بود. سفيران كشورهاي غربي، ايران را به نشانه اعتراض به احتمال شركت در آن واقعه تروريستي ترك كرده بودند و غربيها ...
ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 8 تیر1387|13:30| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |
زن را به همراه دو مرد به دار آويختند.در حلقه اي از مردم تماشاچي آن سه نفر را دار زدند. دستهايشان را از پشت بستند و سپس طناب را به دور گردنشان انداختند.زن، ميانسال بود و روسري و مانتوي بلند و گشاد و يكدست مشكي پوشيده بود.دو مرد لاغر اندام لباسهاي آستين كوتاه ساده اي به تن داشتند.رنگ از رخسارشان پريده بود.زن زيرلب تند و تند ذكر ميخواند. قطره هاي درشت عرق از پيشاني اش سر ميخورد و پايين مي لغزيد و چهره اش ...
ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در سه شنبه 4 تیر1387|9:20| با موضوع: |
به ستوه آمده ام! ديروز نامه اي از امين گرفتم و همزمان مصاحبه اي داشتم درباره اين افشاگريها و سوء استفاده هاي ميلياردي! ذهنم قفل كرده! نامه را راننده آژانس از امين گرفته بود و به همراه رسيد پولي كه از طرف «حميد» به منزل خانواده امين فرستاده بودم برايم برگرداند.تنها فقره كمك مالي كه از دوستي دريافت كردم و صدهزار تومان بود.شايد چند روزي امورشان را بگرداند.پسركم نامه دلچسبي برايم نوشته و فرستاده كه با كمي ويرايش آن را منتشر مي كنم.با اينكه ذهنم بين اين صدهزارتومان و آن ميلياردها تومان بدجوري قفل كرده است.

***

جناب آقاي داد گرامي سلام. اميدوارم خوب باشيد و كسالت تون رفع شده باشه.اول بگم اين اسم امين كه شما براي من انتخاب كرديد اينقدر قشنگه كه از مامانم و خواهرم و دوستام خواستم امين صدام(صدايم نه صدام ها) كنند. يكي از دوستان شما گفته بودن مامان رو به يك انجمن خيريه معرفي ميكنن و شما از من خواستين يك جوري به مامان بگم.اما شايد فكر نكرده باشين چه كار سختي بود و من مجبور شدم به سئوالاي پشت سرهم مامان جواب بدم و دردسر بزرگي درست شد.چه دردسري! مامان از ...

 


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در دوشنبه 3 تیر1387|12:27| با موضوع: |

 سيزده نفري كه نامه محرمانه و اقتراح پرمهر سيد محمد خاتمي را دريافت كرده اند، خود بخوبي مي دانند چه جايگاه خاصي نزد او دارند و تا چه اندازه مي توانند در اين برهه زماني خاص بحال خاتمي و كشور و مردم ، مؤثر و مفيد باشند. آقاي خاتمي با سخنان زيركانه و تعمدا"دوپهلو و ابهام برانگيزش، با لحني سياستمدارانه آمادگي انتخاب هر دو گزينه «آمدن» و «نيامدن» به عرصه انتخابات رياست جمهوري را اعلام كرده و نظرخواهيش از اين سيزده نفر را به يك مشورت تعيين كننده ...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 1 تیر1387|17:15| با موضوع: |